نقش طلا در اقتصاد

نقش طلا در اقتصاد

نقش طلا در اقتصاد همانند پول از قدمت بسیاری برخوردار است. این فلز به علت خصوصیاتی همچون قابلیت حمل و نقل، دوام، قابل تشخیص و تقسیم‌پذیری و همچنین ماهیت وحدت‌بخش نسبی خود در دوران ماقبل تاریخ نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده‌است و از آنجاکه به‌عنوان یک عنصر شیمیایی نمی‌توان آنرا تولیدکرد، تبدیل به فلز کمیابی شده‌است. چنین خصوصیاتی سبب شده‌است تا فراتر از ارزش ذاتی، ارزمند تلقی شود و در نهایت به‌عنوان اساس پولی جهان پذیرفته‌شود.

معافیتهای تولید کنندگان طلا

بیشتر کشورهای مهم تولیدکننده ی طلا، معافیت های مالی، سوبسیدها(subsides) و کمک های دیگری را برای صنعت استخراج طلا فراهم آورده اند. در این کشورها به ویژه کانادا و آفریقای جنوبی، کمک های یادشده در ابقاء و برقراری صنعتی فعال و عملی مهم بوده اند. در سال های دهه ی 1970 که قیمت طلا افزایش یافت،تقریبا همه ی معادن طلای استرالیا و کانادا سوبسیدهایی را دریافت کردند.

در برخی نهادهای بین‌المللی مثل صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی ذخایر به صورت طلا نگهداری می‌شود. چین و هند بخش اعظمی از ذخایر خود را به طلا تبدیل کرده‌اند بنابراین طلا به دلیل ماهیت ارزشمند، دوام بالا و کمبود ذخایر آن در جهان مورد پذیرش همه کشورها قرار دارد.

نقش طلا در اقتصادهای ناکارآمد

علاوه بر اینها در کشورهایی که از ثبات پولی زیادی مثل ایران برخوردار نیستند، سیاست‌های اقتصادی و اجرای آن نادرست بوده و موانع سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی روی هم انباشته شده‌اند این انگیزه را ایجاد می‌کنند که مردم به این نتیجه برسند که برای حفظ دارایی‌ها و ارزش پول سرمایه‌های خود را به طلا یا سکه تبدیل کنند.

این رویکرد به خصوص در میان کسانی که شناخت روشنی از بازار ندارند عمومیت دارد و آن را به عنوان یک سپرده‌گذاری امن می‌شناسند. اینها معمولا کسانی هستند که نقدینگی کوچکی دارند و دغدغه حفظ آن را دارند. عده دیگری با هدف انتقال دارایی‌های خود به خارج از مرزها روی به خرید طلا می‌آورند.

نقش طلا در اقتصاد دلال محور

در اقتصادی که همه چیز بر مبنای دلالی و فعالیت‌های تجاری می‌چرخد و اساس آن را قدرت بازرگانان شکل می‌دهند تاثیر‌گذاری دو مؤلفه طلا و ارز تا حد بسیار زیادی افزایش می‌یابد. در اقتصاد ایران بازرگانان قدرت بسیار زیادی دارند و نظام تصمیم‌گیری کشور به طور مستقیم متاثر از نظرات و فعالیت‌های آنان است. اشکالی که در این مورد وجود دارد متاسفانه بسیاری از این افراد ضرورتا بازرگان نیستند. بازرگان که صرفا وارد‌کننده نیست و یکی از فعالیت‌های طبیعی او صادر کردن تولیدات داخلی است. کسانی که تاجر مأب هستند از درآمدهای نفتی استفاده می‌کنند. در واقع منابع کشور صادر می‌شود و پول آن در اختیار تاجر مأبان قرار می‌گیرد و آنها پول را به کالا تبدیل و به کشور وارد می‌کنند. سود دهی آنان در این قضایا است. این افراد وقتی حتی کالایی صادر می‌کنند ارز آن را در خارج نگاه می‌دارند تا از شرایط استفاده کنند.

سفارشی از آدام اسمیت

آدام اسمیت زمانی به دولتمردان توصیه کرد چنانچه بازرگانان به شما سیاست‌هایی پیشنهاد کردند دو سه بار به حرف آنان فکر کنید و بلافاصله به فکر اجرای تفکرات آنها نیفتید. منافع اینها با منافع مردم یکی نیست و در بسیاری از موارد به ضرر مردم کار کرده‌اند.

استاندارد طلا در قرن ۱۹ و ۲۰ تا وقوع جنگ جهانی در امر اصلاح عدم موازنه تجاری و رفع تورم سلطه یافت تا اینکه وقوع رکودی عظیم، شرایط حاکم را تغییرداد. تحت حاکمیت سیستم مزبور پشتوانه پول‌های کاغذی ذخایر طلا بودند و براساس آن اسکناس‌ها و سکه‌ها برحسب تقاضا مورد مبادله قرارمی‌گرفتند.

در ایالات‌ متحده تنها دلار قابل تبدیل بود، تااینکه در سال ۱۹۷۱ جنگ ویتنام و استمرار کسری بودجه تغییری در این مکانیزم به‌وجودآورد. از آن زمان به بعد اسکناس اهمیت یافت و تحت تاثیر کاهش نقش طلا به‌علت گرایش دولت‌ها به پول، فلز موردنظر ارزش اولیه خود را از دست داد.

بااین‌وجود در دوران ترقی و افول اقتصادی، طلا به علت ماهیت بادوام و فساد ناپذیری خود باردیگر تبدیل به پناهگاه امنی شد.

نقش طلا در اقتصاد به عنوان یک بازیگر

 همانطور که”اسکارت وورتز” Eckert Woertz مولف مقاله علمی برای بخش تحقیقات گلف Gulf در دوبی در اوایل سال متذکر شده‌است، هنگامی که چهارچوب‌های سازمانی و تعهدات ناشی از قرارداد (به‌علت جنگ یا بحران اقتصادی) نظم اولیه‌اش را از دست‌ می‌دهد و به اجرا درنمی‌آید، طلا نقدینگی و قدرت خرید خود را حفظ می‌کند.

ارزش این فلز در طی دهه‌ها و قرن‌ها محفوظ مانده‌است در حالی‌که دیگر دارایی‌ها از جمله اوراق قرضه پول، سهام، از این جهت قابل قیاس با آن نیست. طلا همچنین در مقایسه با دیگر دارایی‌ها آسیب‌ ناپذیر به‌نظر می‌رسد و اکثر اوقات حامی سرمایه‌گذاران محسوب می‌شود به‌ طوریکه در دوران پر مشقت اقتصادی نقش حمایتی آن بیش از پیش آشکار می‌شود.

نقش طلا در مقابله با کاهش ارزش پول از نظر سنتی برقدرت پیش‌بینی تورم توسط آن تاکید می‌ورزد (و همچنین نرخ‌های سود). به‌طور تقریبی در ۵۰ سال گذشته بیانگر ۷۰درصد ضریب همبستگی با تغییراتی است که در سود حاصل ازاوراق خزانه آمریکا به‌وقوع پیوسته است. هرچقدر کشفیات کمتر صورت می‌گیرد،نقش آن به‌عنوان عامل اندازه گیری بیشتر اهمیت می‌یابد.

منابع:

اشتراک گذاری

دیدگاه ها بسته شده اند.